نایاب دانلود

ماه و ماهی

ماه و ماهی

اللهم ثبت اقدامنا علی محبت الحسین..

طبقه بندی موضوعی

بایگانی

آخرین مطالب

  • ۱۹ مهر ۹۷ ، ۱۹:۲۴

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

گاهی یک عکس می تواند روضه باشد.. 

نعل تازه.. 

اسب نیرومند.. 

پیکری با هفتاد و اندی زخم افتاده بر روی زمین... 

آجرک الله یا صاحب الزمان... 

**روشنا **
۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۵۵ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲ نظر

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین

ا

ف

ت

ا

د

اگر غلط نکنم عرش بر زمین

افتاد... 

**روشنا **
۲۹ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۲۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰ نظر

مکن ای صبح طلوع...! 

**روشنا **
۲۹ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۳۰ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱ نظر

این قانون نانوشته‌ی مردهاست لابد که توی کشاکش معرکه‌های سخت، پشت‌شان به برادرهاشان محکم می‌شود، گرم می‌شود؛ به برادرهای راستین.

موسی(ع)، هنگامه‌ی بعثت و رسالت، از خدا خواسته بود برادرش را همراهش کند، بلکه پشتش محکم بشود،دلش گرم بشود. گفته بود؛ اُشدُد بِه اَزری*. گفته بود؛ پشتم را به هارون محکم کن.

داشتم توی قرآنم از روی «اُشدد به ازری» می‌گذشتم. بعد فکر کردم معلوم می‌شود وقتی مرد، کنارِ نهر، دانست بی‌برادر شده، چرا باید گفته باشد اِنکَسَر ظَهری.. کمرم شکست

***

زینب، فصاحت: " وا أخاه! وا عباساه! وا ضیعتنا بعدک!" و بکین النسوة، و بکی الحسین معهن قال: " وا ضیعتنا بعدک." 

بارها خواندم. بارها خواندمش. اولش مثل همه صحنه های دیگر بود. مرد تنهای مهربان من داشت از دنیای نامهربان ها باز می گشت. مثل این همه بار که رفته بود و تنهاتر بازگشته بود. این بار اما...مثل آن بارها نبود. آن بارها...به زنان گفته بود که گریه نکنند. سیلی به صورت نزنند. گریبان پاره نکنند. این بار اما زینب(س) فریاد زد: " برادرم!...عباسم! پس از تو ما از دست رفتیم." و زنان با او گریستند و او هم با زنان گریست و گفت" بعد از تو ما از دست رفتیم". این بار نگفت گریه نکنید. سیلی به صورت نزنید. گریبان پاره نکنید. نشست پای روضه زنان و بسیار گریست. حالا...امروزها... حرف عباس ِ تو که می شود این لحظه هایت آتشم می زند تنهای مهربان من... 

***

برادر که رسید بالای سرش..

گفت: حسینم! 

جهانم را خون گرفته.. 

و دلم را حسرت دوباره دیدنت... 

**روشنا **
۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۰۷ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲ نظر

به روی زمین جگر ریخته... و یا پسرم؟

به روی زمین پسر ریخته... و یا جگرم؟

بلند می شوم و باز می خورم به زمین.. 

بلند می شوم و می خورد زمین کمرم... 

**روشنا **
۲۶ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۵ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳ نظر

یادمه روز اول محرم که داشتم میرفتم سر کلاس از بین هر پنج شش نفری که توی خیابون میدیدم سه چهار نفر لباس مشکی به تن کرده بودند و چقدر من با دیدن اون آدما حس خوبی بهم دست میداد... 

راننده ی اتوبوس،یه جوون با ظاهر و تیپ امروزی،یه پیرمرد با کمر خمیده،یه نوجوون... 

از هر قشر و هر سنی.. فرقی نمیکنه کی هستی و چند سالته؟؟

پای حسین که بیاد وسط همه ی دلها با هم یکی میشن.. یکرنگ و یکدست درست مثل پیاده روی اربعین... 

شاید اون جوون امروزی خیلی اعتقاد سفت و محکمی هم نداشته باشه اما همینقدر که به احترام عزای حسین و عزادار بودن مهدی فاطمه لباس مشکی به تن میکنه خودش یه دنیا می ارزه... 

سیاهپوش بودن در و دیوار توی این روزا  یعنی مولا جان! مهدی فاطمه!  اگه قابل هستیم ما رو هم در عزای جد غریبتون شریک بدونید و این عزاداریها و اشکهای نصفه نیمه و ناقص رو از ما بپذیرید و در عزاداریهای غریبانتون برای ما هم دعا کنید.. 

***

پ. ن: محرم چند سال پیش یه مستند تلویزیونی درباره ی عزاداری مردم مسلمان هند توی محرم دیدم.. زنای شیعه ی هندی به احترام امام حسین ع در ایام محرم خصوصا روز عاشورا هیچ زیورآلات و آرایشی نداشتن و حتی جلوی آینه هم نمیرفتن  و بعضا آشپزی مفصل هم نمیکردن درست مثل اینکه انگار خودشون داغ دیدن و عزادارن (شاید برای بعضی از ما  عجیب باشه ولی حقیقت داره) 

**روشنا **
۲۴ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۴۰ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲ نظر

از اینکه حسین سالار شهیدان شد

فهمیدم

جسم 

د

ر

ه

م

را خوب تر می خری.. 

+این دل درهم ما را هم بخر! 

+درهم بخر که سخت گرفتار و درهمیم.. 

**روشنا **
۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۴۰ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۴ نظر

سر سفرت منو نشوندی حسین.. 

نمکت رو به من چشوندی حسین.. 

اونقدر آقایی که این بده رو.. 

توی روضت بازم کشوندی حسین.. 

لبیک یا حسین لبیک یا حسین

کیه که قلب اون اسیر نشده.. 

هیچ کس از روضه ی تو سیر نشده.. 

شما گفتی بیا و من اومدم.. 

شما گفتی بیا تا دیر نشده

لبیک یا حسین لبیک یا حسین

**روشنا **
۲۳ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۲۱ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۴ نظر

دلم پر میزنه برا روضه ی آقا...برای حال خوب و حس سبکی اشکای بعد از روضه... 

تا امروز که هنوز قسمتم نشده جایی برم دیگه کم کم دارم نگران خودم میشم... 

البته دیشب هم خواهری زنگ زد که بریم هئیت مداح سیدرضا نریمانی اما بدلایلی نشد... 

امشب شب چهارم و شب حر  و فرزندان حضرت زینب(س)  هست؛ 

کاش امشب خودشون بطلبن و اجازه ی حضور بدن... 


**روشنا **
۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۵۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر


♦️ مساله گریه نیست... مساله سیاسی است..


🔸امام حسین با عده کم همه چیزش را فداى اسلام کرد؛ مقابل یک امپراتورى بزرگ ایستاد و «نه» گفت؛ هر روز باید در هر جا این «نه» محفوظ بماند. و این مجالسى که هست مجالسى است که دنبال همین است که این «نه» را محفوظ بدارد.


 💬 بچه‏ ها و جوان هاى ما خیال نکنند که مسأله، مسأله «ملتِ گریه» است! این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید «ملتِ گریه»! آنها از همین گریه‏ ها مى ‏ترسند، براى اینکه گریه‏ اى است که گریه بر مظلوم است؛ #فریاد_مقابل_ظالم است. دسته‏ هایى که بیرون مى‏ آیند، مقابل ظالم قیام کرده‏ اند. این ها را باید حفظ کنید. این ها شعائر مذهبى ماست که باید حفظ بشود. اینها یک شعائر سیاسى است که باید حفظ بشود. بازیتان ندهند این #قلم_فرساها!


 صحیفه امام، ج‏۱۰، ص۳۱۶ 


🔸مسأله، مسأله گریه نیست. مسأله، مسأله تباکى نیست. مسأله، مسئله سیاسى است که ائمه ما با همان دید الهى که داشتند، مى ‏خواستند که این ملتها را با هم بسیج کنند، اینها را یکپارچه کنند تا آسیب ‏پذیر نباشند.


 صحیفه امام، ج۱۳، ص ۳۲۳




**روشنا **
۲۱ شهریور ۹۷ ، ۱۷:۱۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر